دوشنبه ۰۴ اسفند ۹۹ | ۱۷:۴۳ ۱۱ بازديد
قسمت اساسی بهبودی شناختن و برچسب زدن "صدای اعتیاد" در داخل سر شما است. گرچه اعتیاد می تواند اشکال مختلفی داشته باشد ، صدای اعتیاد به طرز حیرت انگیزی یکسان است. نامه زیر شامل نامه های بسیاری است که افراد در حال بهبودی به صدای معتاد درون خود می نویسند. در حالی که در گروه درمانی کار می کردند ، همراه با کار 12 مرحله ای خود ، مردم دریافتند که نوشتن نامه به آن صدا به آنها کمک می کند از آن جدا شوند و قدرت خود را بازیابند. من این نامه را برای تشویق هر کسی که سعی در پیروزی در جنگ علیه اعتیاد دارد ، به اشتراک می گذارم. باشد که این تمرین به شما کمک کند تا صدای معتبر خود را بهبود بخشیده و دوباره کشف کنید. * صدای عزیز اعتیاد درون من ، من دیگر اجازه نمی دهم زندگی من را اداره کنی از توهمات سمی تو ، از دروغهایی که در گوش من زمزمه می کنی ، سیر شده ام. وقتی به من گفتی به کسی اعتماد نکنم ، تو را باور کردم. وقتی به من گفتی در مورد اعتیادم دروغ بگویم ، این کار را کردم. در هر مرحله از راه ، به گرسنگی مخربی که باعث می شد درونم احساس خالی شود ، دامن می زدید. تو مرا قانع کردی که من بی ارزش هستم. بدون اعتیادم ، نمی توانستم زنده بمانم. تو به من باور دادی که بی تفاوت و بی حس هستم ، هیچ کس نمی تواند مرا دوست داشته باشد یا درک کند. بدون تو هیچ کس نبودم. امروز من قدرتم را پس می گیرم. امروز من گوش دادن به شما را متوقف می کنم ، شما را باور می کنم ، و دیگر آنچه را می گویید متوقف می کنم. امروز ، سرانجام من شما را به عنوان دیو که هستم می شناسم. نزدیک بود زندگی منو نابود کنی شما مرا متقاعد کردید که از خانواده ام دور شوم ، دوستان خوب را رها کنم و دوستان بدی را جایگزین آنها کنم که من را در مسیر نابودی خود سوق دهند. شما خاطرات را دزدیدید ، سالهای زندگی من را پاک کردید و آنها را پر از تاریکی و شرم کردید. تو هرچه را که لمس کردی در من مسموم می کنی. شما گرما را از خاطرات خوش تخلیه می کنید و جای آنها را با پوچی و اشتیاق به مواد بیشتری می گیرید که هرگز قابل فرو نشاندن نیستند. من به شما اجازه می دهم مرا کنترل کنید و مسئولیت آن را به عهده می گیرم به شما اجازه دادم مرا به یک هیولای خودخواه تبدیل کنید ، هیولایی که بدون احساس صدمه دیده ، بدون پشیمانی دروغ گفته و به کسانی که جرات کمک به من را دارند پشت کرده است. امروز ، این را به تو می گویم ، صدای معتاد درونم: دیگر مرا فریب نخواهی داد. امروز من تشخیص می دهم که فقط یک پیاده در برنامه شما برای نابودی یک انسان دیگر هستم. شاید نتوانم کاملاً شما را ساکت کنم ، اما شما را به زیرزمین زندگی ام که در آن دروغ ها و تحریفات شما غوغای غیرقابل تصمیم هستند ، تبعید خواهم کرد. هر چند بار دروغ هایت را در گوش من نجوا کنی ، من تو را رد می کنم. هر چند بار که بخواهید تفکر من را تحریف کنید ، من شما را تعطیل خواهم کرد. هرچقدر هم که بخواهید مرا به سمت هویت کاذب اعتیاد برگردانید ، بازهم سر راه شما قرار می گیرم. امروز ، طلسم شما شکسته است. امروز ، صدای معتبرم را پس می گیرم. امروز من تاریکی شما را جایگزین امید می کنم و دیگران را نیز مصمم به شکست دادن خود محاصره می کنم. من یک حقیقت جدید را پذیرفتم: من ارزشمندم ، خوبم ، و گرچه زخمی هستم ، اما شکسته نمی شوم. مقاله پس از تبلیغات ادامه می یابد پس چمدان خود را ببند ، صدای معتاد ؛ دیگر اینجا خوش آمدید من آن فضاهای خالی را که در درونم گذاشته اید با خلاقیت و همراهی پر می کنم. من به دنبال هنر ، موسیقی ، شعر ، رقص و عکاسی خواهم بود ، تمام نیروهای خلاق که درد را به هدف تبدیل می کنند و خشم را به انرژی. من می دانم که زمان می برد ؛ آن را به تمرین. روزهایی تاریک از مبارزه و ناامیدی وجود خواهد داشت که احساس می کنم دارم می بازم. اما من دوباره برمی خیزم و خشم خود را ، نه به عزیزانم ، نه به خانواده یا دوستانم ، بلکه به جایی که متعلق است نشان می دهم: من خشم خود را به شما و بی عدالتی های جهان نشان خواهم داد. این دعای من است ، این عزم من است ، و این سرنوشتی است که من انتخاب کردم. خداحافظ ، صدای معتاد ، من دیگر وقت شما را ندارم.
اندیشه های صادقانه من در مورد گروه درمانی
آیا تزریق بوتاکس می تواند افسردگی را تسکین دهد؟
چگونه سیگار را ترک کنیم؟